تبليغاتX
کمانگیر

سلام

هرچند که فکر نمی کنم خیلی هم مهم باشد اما نویسنده این وبلاگ کلا تعطیل است از همه چیز .

فکر کنم همین قدر بس است . برای من و همه .

 

کوچه که بن بست می شود

نه آینه مهم است که دو تا شوی

نه آب که زمین ...

این جا همان بن بست کده است که بود .

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 دی1388ساعت 16:39 توسط نرگس شعبانی |

پیراهنت در باد تکان تکان می خورد

             دستانم در اشتیاق تو

خیابان سراشیبی می شد

فاصله عمودی تو تا من           نقطه


**************************************

خانه هنوز سیاهو

مهره هم چنان سفید

کیش که چه عرض کنم!

مات نگاه شماییم !!

                                          ( مهرماه 88 )

+ نوشته شده در دوشنبه 13 مهر1388ساعت 0:33 توسط نرگس شعبانی |

۱.

به سرت بزند

           ریشه شوی یا برگ !

این جا

درختان خانگی هم

به تن فروشی متهم اند !

 

۲.

جنگلبان !

تبرت تیز تر از این نمی شود.

                         « تلاشی بیهده »

ریشه ها در هوا گره خورده

نه در خاک ، نه در آب .

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 19 شهریور1388ساعت 0:39 توسط نرگس شعبانی |

یک کلاغ به اسارت گنجشک ها تن داد

و دیگر

هیچ قناری ای

بلبل نشد .

+ نوشته شده در شنبه 24 مرداد1388ساعت 0:50 توسط نرگس شعبانی |

به نام حق

مرور می کنم

نبض نگاهت را

زیر انگشتانم

      هر شب

رگبار سکوت ....

دیگر این جا نیستی .

۱۳/۱۰/۸۶

 

خم می شوی

سنگ برداری

به حکایت سنگسار .

روی هر چه نرگس، سیاه

اگر بنفشه نبود و نشد.

 

+ نوشته شده در سه شنبه 30 تیر1388ساعت 18:56 توسط نرگس شعبانی |

نفس نفس می زدی

در عطش لبانم .

بگذار باورم شود !!

بی شرمی نگاهت

از تنگی نفست بود .

+ نوشته شده در جمعه 29 خرداد1388ساعت 12:18 توسط نرگس شعبانی |